آرشا مامانیآرشا مامانی، تا این لحظه: 14 سال و 1 روز سن داره

آرشا مامانی

سیسمونیت رسید

سلام پسملم دیروز دیگه سیسمونیت رسید البته یک ماهی بود که خریده بودیم اما تا از کرج آورده شه شد دیروز. کلی جابه جا کردنش سخت بود.مامان اینا هم باید زود برمیگشتن به خاطر این کلی خسته شدم.شب از خستگی خوابم نمی برد. اما عوضش اتاق پسرم قشنگ شد. خدا کنه که تو اتاقت احساس آرامش کنی و دوسش داشته باشی. فقط شیشه کمدت باید عوض بشه چون شکست . لباساتم هنوز کامل نیست تا خودم برم کرج برات بخریم. حتما عکس اتاقت رو برات می ذارم. ...
3 اسفند 1391

واکسن چهار ماهگی

امروز روز سختی بود به خاطر استرس از واکسن زدن یه روز واکسنت را عقب انداختم چون سه شنبه ها مامان کلاس داره گفتم شاید نتونم خوب ازت پرستاری کنم.امروز ساعت 11 رفتیم بابایی هم اومد.وقتی پسملی بغلم بودی واکسن رو تزریق کردن چشت پر اشک شد چرخیدی بابایی رو نگاه کردی و با چشم پر اشک انگار داشتی باهاش حرف می زدی و از دردت می گفتی.قد 67 و وزنت 7900 بود.ماشااله مامان فدات شه بعد خوردن استامینوفن ...
3 اسفند 1391

دکتر

آرشا من این بار کرج اومدیم اما یک کم بد شانسی اوردیم اول که ختنه به تعویق اوفتاد بعدم در حالی که شنبه ساعت 6/5وقت دکتر داشتی اما کنسل شد وتنها یک متخصص بود که تو کرج بود اونم که کنسل شد و آدرس یه مطب تو تهران را گیر آوردم برا فردا ساعت 3 وقت داد باز خوشحالی ساعتی طول نکشید چون بارش برف شروع شد بالاخره با هزار مکافات رفتیم بعد از آزمایشات دکتر خوشحالمون کرد وشب با گرفتن کیک و یه مهمونی هم سلامتی و هم ختنه شدن پسرم را جشن گرفتیم. البته پسرم یک کم حال ندار و خسته بود ...
30 بهمن 1391