آرشا مامانیآرشا مامانی14 سالگیت مبارک

آرشا مامانی

آخرین پست سال 92

در این ساعات پایانی سال می خواهم قبل از این که خیلی دیر شود وقت یگذارم خود را بشناسم وقت بگذارم بفهمم چه می خواهم وقت بگذارم برای خندیدن وقت بگذارم برای گریستن بخشیدن وقت بگذارم برای عشق ورزیدن قبل از آنکه دیر شود وقت بگذارم وقت بگذارم سال 92 نیز گذشت با تمام روزهای خوش و ناخوشش روزهایی که خندیدیم و روزهایی که گریستیم و امروز در آخرین روز 16 ماهگیت پا به سال 93 می گذاریم خدایا نعمت سلامتی مبدا همه نیازهاست و عاقبت به خیری مقصد همه نیازها. بین این مبدا تا آن مقصد والاترین نیازها دلخوشیست. به بزرگیت سوگند, در آخرین ساعات سال آن را به دوستان و عزیزانم عطا کن. ...
29 اسفند 1392

جشن نوروز 93 مهد

کارت های دعوت امسال را برا بچه درست کردم اولین جشن نوروزی مهد در تاریخ 22 اسفند 92 با حضور آرشا جون جشن خوبی بود بچه کلی لذت بردن مخصوصا منو آرشا تا یه حدودی بچه خوبی بودی جز اینکه می خواستی مجری برنامه باشی و در روی سن باشی چند برنامه را هم همراهی کردی قبل ورود به سالن شما گشتی در نمایشگاه داشتی و با بعضی از دوستان خوش وبش داشتی وعکس گرفتی یه عکس یادگاری با وفا جون بعد دیدن تسنیم همانا و.... و باز عشقولانه های آرشا و تسنیم با عرض پوزش بقیه عکسا دیگه خصوصی میشه خخخخخخخ بعدم ورود به سالن و خراب...
27 اسفند 1392

16 ماهگی

سلام پسری مامان کلی این روزها با حال شدی و کارای جالب می کنی برای یه کارت آدم دلش غش می کنه. وقتی کار بد می کنی بهت بگیم مامان یا بابات نمی شیم میدویی میایی اگه نگات نکنیم بوسمون می کنی بعد دیگه نمیشه جلوت ایستاد یه ماچ گنده از لبات میشه باز میری به کارات ادامه میدی. چی بگم که خیلی فضول خانی از کابینت گرفته تا کشوها همه جارو سرک می کشی .یه کشو وسایل کاردستی های خودمه که عاشق اونی. مازیک آبرنگ هرچی نیاز داری بر میداری بعد دستتم مازیکی میشه خودکشی می کنی که کثیف شده بشوری کلی از اینکه دستات کثیف شه بدت میاد. عشقت اینه با سیم های دوروبر تلویزیون بازی کنی سیم لپ تاپ را وصل کنی .شارز موبایل را بز...
26 اسفند 1392

اولین سفر مشهد پسملی

سلام پسملیییی بعد از کلی اتفاقات خوب تو زندگیمون که بعد تو یه پست خصوصی می ذارم برات رفتیم برا ادعای نذرمون مشهد .جمعه11/2 با قطار 8 شب ساری. کلا بچه خوش سفری هستی کوپه هم که خالی بود حسابی خوابیدی. بعد یه هتل گرفتیم هتل گرفتن همانا و شرور شدن شما هماناا... اونجا هم دست از کاسه بشقاب بر نمی داشتیی یه لیوانم شکوندی بعدم با بوسیدن منو بابا می خوای قضایا را تموم کنی فکر کردی همه چی با بوس درست میشه. اینم وقتی که آماده شدی بریم حرم. برا اولین بار که محو تماشای آینه کاریهاا شده بودی. بعد که عادی شد برات دیگه نمی شد از بدو بدو بازی نگهت...
9 اسفند 1392

پارک گل

سلام دردونه امروز می خوام از عکسایی که یه مدت عقب افتاد و نتونستم آپ کنم را برات بذارم. این عکسا مربوط به 24  تیر که کرج بودیم هست در پارک گل پارک چمران کرج       قربون خنده های شیرینت که حرف حرفه خودت نذاشتی کفش پات کنم   ...
30 بهمن 1392

آرشا در مهد کودک

سلام زندگی می خوام روزهایی که نبودم را جبران کنم از زمانهایی که در مهد داری سپری می کنی بگم از شیطنتها از گریه ها و دیگر کارهایت حالا دیگه کاملا به مهد عادت کردی و با دیدن من در مهد بی تابی نمی کنی به دوستات و خانم مربیت انس گرفتی و تقریبا همه کارات آن تایم شده البته یه نمه بزن بهادر شدی که می دونم به خاطر توجه زیاد و حضور من تو مهد هست تو کارا خوب شرکت میکنی بازیهای دسته جمعی وشعر را خیلی دوست داری خوب همکاری می کنی کلاستون 6 نفر هستید 5 تا پسر و یه دختر: محمد متین/ امیر حسین/محمد طه / مرصاد/تسنیم که تنها امیر حسین از تو 8 روز کوچیکتره قربون...
19 بهمن 1392