آرشا مامانی

آرشا عشق مامان و بابا

با تو بودنها

1394/11/14 22:45
518 بازدید
اشتراک گذاری

سلام هستی من

اومدم از باهم بودنهامون برات بنویسم.

روزها به سرعت میگذرد و تو روز به روز بزرگتر و البته شیطون تر میشوی

شاید این شیطنهات از چشم دیگران خوشایند نباشه اما من عاشق شیطونیاتم

و همیشه بچه های شیطون رو بیشتر دوست داشتم و دارم

این دفعه که کرج بودیم رفتیم خونه دوست مامان

کلی خوش گذشت و تو محنا و هانا کلی شیطونی کردین.

کرج بیرون و خرید هم همش با خودمون بودی دیگه سازگاریت با شرایط عالی شده

همه چی رو خوب میپذیری.

ولی بطری آب همه جا باید کنارت باشه خندونک

دوباره علاقت به زبان انگلیسی زیاد شده.رنگها و اعداد را تا20 بلدی و اعضای بدن و

بعضی لغات دیگر که برات با هم فلش کارت درست کردیم.

نقاشیاتم داره سر و شکل پیدا میکنه و برا خودشون داستانی داره

یه شب در انتظار بابا در حال نقاشی خوابت برد.

یادم رفت از داستان تبلتت بگم که با چه ذوقی رفتی کرج بیاریش

اما خیلی علاقه مندش نیستی تنها دیدن کلیپ رو دوست داری.

اینم چندتا عکس از شیطونیات

و اینم کاردستی سنگی برا پسملم

 

 

پسندها (1)
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر