آرشا مامانی
تاريخ : پنجشنبه 3 دی 1394 | 17:28 | نویسنده : شقایق مامان آرشا

         آرشا عشق مامانش





[موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 4 تير 1396 | 1:10 | نویسنده : شقایق مامان آرشا


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید







[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 31 خرداد 1396 | 18:00 | نویسنده : شقایق مامان آرشا






اینم از نقاشیای مامانی برا سرگرم کردن آرشا جووون



[موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 29 خرداد 1396 | 12:46 | نویسنده : شقایق مامان آرشا


شبیه عکاسی که
بدون ترس
برای شکارِبهترین لحظه...
با طبیعتِ وحشی در آمیختهِ
در رویای تو غوطه وَرم....!
میخواهم جاودانه ترین اثرِ
گالریِ خاطراتم را خَلق کنم.



[موضوع : ]
تاريخ : شنبه 20 خرداد 1396 | 18:15 | نویسنده : شقایق مامان آرشا


چقدر آروم میشم با خنده هات
میام این راه رو تا تهش پا به پات
تو همه جونمی، جونم فدات
الهی قربون حرف زدنات
مگه میشه تو رو دوست نداشت
مگه میشه تو رو تنها گذاشت
نفسام به چشات بسته شده
ببین عشقت ازم دیوونه ساخت
تو یه دنیایی ساختی واسه من
که تو خوابم نمیدیدم اصلا
چقدر این لحظه ها رو دوست دارم
ازین به بعد بگو مجنون به من



[موضوع : ]
تاريخ : شنبه 20 خرداد 1396 | 14:31 | نویسنده : شقایق مامان آرشا


من می‌دانم که فرزندم شاید نابغه بزرگی نشود. شاید دانشجوی نمونه‌ای نباشد.
شاید حتی دانش آموز درس خوانی هم نباشد اما بی شک انسان بزرگی خواهد شد.
فرزندم کسی می‌شود که قدر رنگ‌ها را می‌داند.
ارزش بوها را می‌داند و تک تک ثانیه‌هایی که چیزهای ریز زندگی را می‌بیند از خودش، وجودش، تک تک سلول‌های بدنش، از من و پدرش، از مردم کشورش و از خدای خودش راضی است.

فرزندم کسی می‌شود که دیدنش حس خوبی به بقیه می‌دهد. فرزندم کارهای بزرگی برای آدم‌ها می‌کند.
و از همه مهم تر یادش نمی‌رود که با لبخند کوچکش روز آدم‌های غمزده ِعصبی از همه جا نا امید و از همه شاکی را عوض کند.



[موضوع : ]
تاريخ : شنبه 20 خرداد 1396 | 14:20 | نویسنده : شقایق مامان آرشا


آخ جووووون باز مااااا اومدیم ممنون از نی نی وبلاگ برا اتصال با تلگرااااام



[موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 28 شهريور 1395 | 21:06 | نویسنده : شقایق مامان آرشا
تاريخ : جمعه 11 تير 1395 | 12:38 | نویسنده : شقایق مامان آرشا

بچه عجیب ترین مجود دنیاست...
به دنیا که می اید مادرت میکند.عاشقت میکند .رنجی ابدی را در وجودت میکارد.
تا اخرین لحظه ی عمر عاشق نگهت میدارد .تمام....
مادر بودن یک نوع دیوانگی است.وقتی مادر میشوی رنجی ابدی به سراغت می آید.
رنجی نشات گرفته از عشق مادر که میشوی میخواهی جهان را برای فرزندت ارام کنی.
میخواهی بهترینها را از آن او کنی.وقتی میخزد ...چهاردست پا میرود و راه میرود تو فقط تماشایش میکنی و قلبت برایش تند تند میتپد.
از دردش نفست میگیرد.روحت از بیماریش زخم میشود.
مادر که میشوی هیچ چیز جهان مثل قبل نخواهد بود.مادر که میشوی کس دیگری میشوی که وجودش پر از عشق و جنون ودیوانگی است.




[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 17 فروردين 1395 | 10:18 | نویسنده : شقایق مامان آرشا
تاريخ : سه شنبه 17 فروردين 1395 | 10:09 | نویسنده : شقایق مامان آرشا
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 25 صفحه بعد