آرشا مامانی

آرشا عشق مامان و بابا

پست اخر سال 93

سلام عزیزتر از جانم بودنت را دوست دارم وادارم میکنی که.... به هیچ کس فکر نکنم جز تو..... یه سال دیگه به سرعت گذشت سه زمستان را با وچود تو گذراندیم با اوای تو رهسپار بهار میشویم. امسال زمستون خدا را شکر کمتر از سالهای قبل مریض شدی اما یه تب شدید داشتی که چند ساعتی تو بیمارستان بستری شدی و سرم تزریقت کردند. از شیرین زبونیهات که هر چی بگم باز کمه.کلا اهنگین حرف میزنی کلماتت مختص خودته مثل اسم من میگی: مامان شبا جون من اگه بابا رو صدا کنم احمد میایی میگه احمد نه باباست. کلا از این حرفا زیاد بلدی کلمات انگلیسی رو خوب یاد میگیری و پیشرفت داشتی و علا قه مند...
19 اسفند 1393

روزهای 18 ماهگی

سلام جوجــــه کوچولوووو روزها می گذرند و تو روز به روز بزرگتر و فهمیده تر می شوی اما گاهــگاهی لجبازیهای کودکانه می کنی که می دونم با صبــوری به اتمام می رسد. می دونم که باید قدر همه این لحظــات را بدانم چون این روزها بعضی از کارهایی که انجام می دهی شاید تنها یکبار انجام بدی و لذت آنرا نمی خواهم از دست بدهم. عاشق بعضی کارهای بچگــیت هستم. دوست دارم از بچگیت لذت ببری تا در آینده جوانی شاداب باشی. هر روز بهــتر داری کلمات را ادا می کنی دایره لغاتت تا امروز: مامان- بابا-جوجه-نا=نازی-نی=نینی-آدی =شادی-آب-دست - پا -چش- اشم=چشم-بله ...
25 ارديبهشت 1393

روز مادر

این پیام  از طرف آرشا مامانی به مامانش: وفتی محــــــبتت را با همه وجــــــود به من تقدیم کردی و دل قشنگت را مالامال از عشـــــــق به من کردی امانت عشــــــــق را در وجــــودم  نهادی و عهد کردم تکیــــه گاهت در همه لحــــظات باشم روزت مبارک این قشنگترین پیام روز مادر از عزیزترین دوستم به زبان پسرم دریافت کردم ممنونم دوست عزیزم از اینکه به یاد من و آرشا هستی ...
31 فروردين 1393